تبلیغات
انجمن علمی «علم اطلاعات و دانش شناسی» دانشگاه رازی کرمانشاه - چالش های فرا روی ما درحوزه رشته كتابداری واطلاع رسانی
انجمن علمی «علم اطلاعات و دانش شناسی» دانشگاه رازی کرمانشاه
تاریخ : چهارشنبه بیست و یکم دیماه سال 1390

چالش‌های فراروی ما در حوزه کتابداری

 دکتر عبدالحسین فرج‌پهلو

                    

لیزنا، دکتر عبدالحسین فرج پهلو. استاد گروه کتابداری و اطلاع رسانی. دانشگاه شهید چمران اهواز: در عصر پر اضطراب و پرچالشی به سر می بریم. منظورم جامعه در سطح کلان نیست؛ بلکه منظورم جامعه کوچکتر کتابداری است. نگاهی به اطرافمان بیندازیم؛ چند موضوع داغ و بحث انگیز و چند چالش بزرگ را می بینیم که هریک از آنها برای به تنش کشیدن جامعه ای کافی است. بحث تغییر نام رشته، بحث آزمون نیمه متمرکز دکتری، بحث بیکاری و کاریابی بحثهایی هستند که در سطح کلان جامعه در رابطه با رشته کتابداری و اطلاع رسانی مطرح هستند و اتفاقا در هر سه مورد این جامعه چشم به راه نتیجه دارد تا کِی دست دهد... 

لیزنا، دکتر عبدالحسین فرج پهلو. استاد گروه کتابداری و اطلاع رسانی. دانشگاه شهید چمران اهواز: در عصر پر اضطراب و پرچالشی به سر می بریم. منظورم جامعه در سطح کلان نیست؛ بلکه منظورم جامعه کوچکتر کتابداری است. نگاهی به اطرافمان بیندازیم؛ چند موضوع داغ و بحث انگیز و چند چالش بزرگ را می بینیم که هریک از آنها برای به تنش کشیدن جامعه ای کافی است. بحث تغییر نام رشته، بحث آزمون نیمه متمرکز دکتری، بحث بیکاری و کاریابی بحثهایی هستند که در سطح کلان جامعه در رابطه با رشته کتابداری و اطلاع رسانی مطرح هستند و اتفاقا در هر سه مورد این جامعه چشم به راه نتیجه دارد ــ تا کِی دست دهد.

بجز اینها، مسائل ریز و درشت دیگری هم هست: بحث سرفصلهای دوره های مختلف آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی، بحث نشریات این رشته و مقوله های دیگری که پرداختن به هریک به فرصت و مجالی نیاز دارد که بسیار فراتر از یک صفحه مطلب به عنوان «سخن هفته»­ی لیزنا است. اما به همه این بحثها (و گاه قیل و قال ها) که نگاه می کنید، یکی دو نکته کلّی را از آن نتیجه می گیرید. اول اینکه کتابداری ما در یک مرحله پرتنش گذار به سر می برد که انتظار می رود در انتهای آن، در زمانی نه چندان دور، شاهد رویداد یا تحوّلی تازه و چشمگیر باشیم که ابعاد مختلفی را در بر بگیرد. نکته دیگر این است که آنچه که بسیار محتمل است رخ دهد، به نوعی با هویت رشته کتابداری در این کشور مربوط خواهد شد. بحث هویت هم از مباحثی است که مدتها است نقل مجالس بوده و امروز خودش را در لفاف بحث تغییر نام رشته نشان می دهد.

پس از این مقدمه، اکنون نگاهی داشته باشیم، هرچند گذرا، به سه مبحث کلانی که در بالا به آنها اشاره شد.

1.       بحث تغییر نام رشته: همگی شاهد بوده ایم که این بحث هر از چند گاهی چه به صورت ترجیع بند همایشها، و چه به صورت بحث در رسانه های عمومی اجتماعی مطرح شده است. مانند موجی بلند شده و آمده ولی در ساحل شکسته شده و برگشت خورده و آرام شده است. اکنون چند هفته ای است که به دنبال درج سخن هفته دوست و همکار عزیزمان جناب دکتر کوکبی در لیزنا، مجددا این بحث از سر گرفته شده و نظراتی، چه از سوی اساتید رشته و چه از جانب دانشجویان مطرح شده است در این باب که چگونه می توان نام رشته را عوض کرد و چه نامی را برای این رشته برگزینیم که گویای محتوایش باشد؟ در این میان بررسی ها و نظر سنجی هایی هم صورت گرفت. حتی یکبار در کمیته برنامه ریزی کتابداری هم موضوع تغییر نام مطرح شد، اما باز نظر جمع در خصوص نام، بنا به ملاحظاتی، به همین کتابداری و اطلاع رسانی رسید.

اما اینکه بعد نتیجه چه خواهد شد؟ آینده معلوم خواهد کرد. بدیهی است همه می دانیم که آنچه که امروزه در حوزه کتابداری (و علم اطلاعات) می گذرد، بسیار فراتر از ظاهر نام «کتابداری» است فقط من شخصا همیشه این سوال توی ذهنم بوده است: آیا نام یک جریان فکری و یا یک رشته را افراد عوض می کنند؟ نام این رشته از بدو پیدایش در ایران چگونه کتابداری شد؟ اصلا تعیین نام رشته ها و یا تغییر آنها، مانند نام گذاری اماکن و اشیاء است؟ من شخصا فکر نمی کنم اینطور باشد. حتی در مورد اماکن و خیابانها هم شاهدیم و نمونه های متعددی وجود دارد که نام یک مکان یا خیابانی در طول زمان به طور رسمی چند بار عوض شده، اما مردم، هنوز آن محل یا خیابان را به نام اولیه اش می خوانند ــ میدان«توپخانه» تهران یک شاهد زنده است. باور اینجانب در باره نام رشته مان این است که هنگامی که زمان واقعی­اش فرابرسد، نام این رشته (اگر واقعا ضروری باشد) خود بخود عوض خواهد شد.

2.     بحث آزمون ورودی نیمه مترکز دکتری: این بحث هم نمونه مواردی است که نتیجه تصمیماتی است که جدیداً در حوزه کتابداری به شکلهای مختلف تکرار می شود. حذف پست کتابدار از مدارس آموزش و پرورش، ادغام (نهاد) کتابخانه های عمومی در کتابخانه ملی، و برگزاری نیمه متمرکز آزمون ورودی دوره دکترای کتابداری. در همه این رخدادها هم شاهد بوده ایم که شرایط به گونه ای بوده است که پس از بالاگرفتن بحثها و اعتراضات، مسئولین ذیربط شروع کرده اند به بیان ادله و توجیهاتی که نه تنها معترضین را قانع نکرده بلکه بر شدت و غلظت اثر منفی ناشی از نادرستی تصمیم افزوده است. هرسه موردی که در اینجا نام برده شد، مانند پرونده هایی هستند که هنوز باز هستند و امیدواریم که با پایان خوشی بسته شوند. اما چرا اینچنین است؟ و چرا تصمیمات اینگونه از آب در می آیند؟ به نظر می آید علتش (و حداقل یکی از علل مهمش) این است که برای اخذ تصمیمات مربوطه موضوع به قدر کافی کارشناسی نشده و ظاهرا نظر متخصصین صاحبنظر رشته هم در هیچیک از این مثالها پرسیده نشده است. خوشبینی ذاتی اینجانب مرا به این تصور می رساند که هنوز هم دیر نشده و انشاءالله در آینده ای نزدیک براساس نظرات متخصصین دلسوز و کارشناسی های بیشتر، شاهد تجدید نظر و اصلاح تصمیمات متخذه در هر سه مورد باشیم و هرچه زودتر از لطمات ناخواسته ناشی از این تصمیمات جلوگیری شود.

3.       بحث بیکاری و ضرورت کاریابی: در این خصوص هم شاهد بوده ایم که بسیاری از فارغ التحصیلان رشته کتابداری چند سال است که نگران یافتن کار مناسب هستند و از اینکه شغلی در یکی از نهادهای کتابداری کشور دست و پا کنند مأیوس و ناامیدند. و اما چرا؟

اولا، شخصا براین باورم و در بحثهای خصوصی و عمومی در جمع دانشجویان هم یادآور شده ام که اگر شرایط کاریابی فارغ التحصیلان کتابداری را با سایر رشته ها مقایسه کنید، پی خواهید برد که این موج کمبود کار و بیکاری، نسبت به رشته های دیگر با تأخیر فاز قابل توجهی به ما رسیده. از نزدیک شاهد بوده ام که سالها است فارغ التحصیلان رشته هایی مانند روانشناسی و علوم تربیتی از نگرانی فعلی دوستان کتابداری در رنج بوده اند.

تا همین چند سال پیش که تقریبا هیچ فارغ التحصیل کتابداری بی کار نمی ماند، شخصا شاهد بوده ام که فارغ التحصیلان رشته هایی که نام بردم چگونه مأیوسانه در پی یافتن کار مناسب خود بوده اند. اما اکنون تحت تأثیر شرایط دشوار اقتصادی جهانی و ملّی است که شاهد افزایش نرخ بیکاری در همه رشته ها هستیم نه فقط کتابداری.  ثانیا، چاره چیست؟ آیا باید صبر کنیم تا اوضاع اقتصادی بر وفق مراد شود؟ پاسخ منفی است. شاهد هستیم که بسیاری از این بیکاری ها ناشی از این تفکر و تمایل است که فارغ التحصیلان حتما باید در یکی از نهادهای دولتی و غیر دولتی معتبر، و به طور رسمی و قطعی استخدام شوند.

همین تفکر است که خواه ناخواه بر بازار کار کتابداری تاثیرگذار بوده و شرایط فعلی را به وجود آورده است. درحالی که اگر کمی از این تفکر عدول کنیم و راههای اشتغال دیگر را هم بیازماییم، خواهیم دید که این مشکل، اگر هم کاملا مرتفع نشود، تخفیف خواهد یافت. یکی از راه حل ها تشکیل گروه های کاری و به نوعی «تعاونی های کاری» است. البته لازمه این امر، تقویت حس و خواست «کارآفرینی» است. تردیدی نیست که این تمرین بسیار دشوار خواهد بود و اینطور نیست که سریعاً نتیجه بدهد؛ اما باید قدری صبر و تحمل و برنامه ریزی را چاشنی کار کرد، تا سرانجام نوبت «حلوا» ساختن هم برسد. ثالثا، یک نکته مهم در این باره این است که این تمرین های کارآفرینی را می توان به راحتی از دوران تحصیل آغاز کرد.

یکی از محملهایی که به خوبی می تواند در این راه موثر و کارآمد باشد "انجمن علمی دانشجویی" است. دانشجویان کتابداری می توانند در قالب این انجمن و با استفاده از فرصتهایی که دارند، به صورت گروهی فرصتهای کاری برای خودشان به وجود آورند. می توان کارهایی را که تا کنون به طور جسته و گریخته به عنوان کارهای داوطلبانه توسط علاقمندان این رشته انجام شده، و مثلا شخصی با همت فردی خود و بدون هیچ چشمداشت مادی، کتابخانه ای را در مدرسه ای و یا در گوشه زندانی برپا و پویا ساخته، به شکلی جامع تر و گسترده تر و سازمان یافته تر انجام داد. به عنوان مثال، هر چند نفر از دانشجویان می توانند یک گروه را تشکیل دهند و با معرفی انجمن علمی به مدارس محل که دریایی از فرصت های شغلی کتابداری هستند، مراجعه و داوطلبانه بخواهند که مسئولین مدرسه اجازه دهند کتابخانه مدرسه را بدون هیچ چشمداشت مادی راه اندازی کنند؛ و یا اگر وجود دارد آنرا سازمان یافته کرده و توسعه دهند.

اگر این امر تحقق یابد، حداقل سه فایده حاصل خواهد شد. یکی اینکه کار مثبتی صورت گرفته و تمام کسانی که در انجام این کار نقش داشته اند احساس رضایتمندی شیرینی خواهند داشت. دیگر اینکه اعضای این تیم کاری، انجام "کارتیمی" را یاد می گیرند و پس از فارغ التحصیلی به راحتی می توانند این روش را نبال کنند و از آن بهره بگیرند

فایده سوم این است که تک تک اعضای این تیم داوطلب در مدت زمانی که به کار داوطلبانه مشغول هستند، برای کارفرمایان و جامعه شناخته خواهند شد و همین بهترین حسن سابقه کاری و حرفه ای خواهد شد و پس از فراغت از تحصیل، همین شناخت می تواند به آنها کمک شایانی بکند و راه آنها را در انجام کارهای تیمی حرفه ای سهولت بخشد. به بیان دیگر، انجمن های علمی دانشجویی حوزه کتابداری می توانند با اندکی برنامه ریزی و مدیریت، زمینه های لازم را برای اشتغال آینده دانشجویان کتابداری فراهم کنند. به باور اینجانب زمینه کار بسیار گسترده و آماده است، فقط قدری برنامه ریزی و خلاقیت و توان بهره برداری لازم دارد.

 

اگر به مسائلی که در بالا اشاره شد بازگردیم، می بینیم که هم اکنون چالشهایی متعددی پیش روی ما کتابداران وجود دارد؛ اما تدبیر و عاقبت اندیشی و صبر و استقامت در برابر ناملایمات و عواطف زودگذر می تواند نتایج شیرین و ارزشمندی را برای جامعه کتابداری کشور به وجود آورد، و خواهد آورد. اگر چنین باشد، دیری نخواهد پایید که به خواست خدا شاهد تحولات مثبت و چشمگیری در حوزه کتابداری باشیم.

فرج‌پهلو، عبدالحسین. « چالش‌های فراروی ما در حوزه کتابداری». پایگاه تحلیلی خبری لیزنا. سخن هفته شماره 29. 9 خرداد




طبقه بندی: تازه های خبری، 
ارسال توسط فریبرز تقی پور
موضوعات
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
نویسندگان
آمار سایت